|
OVER-CARE FOR THE WELFARE OF OTHERS
ـ ناتوان در نشان دادن درک يا تحمل نارسائيهاي ديگران ـ ناتوان از ورود به احساسات ديگران(مثل اينکه احساساتش بلوکه شدهاند) ـ نشسته در صندلي قضاوت ديگران ،ديدن خطاها ومحکوم کردن آنها ـ هميشه نقاط ضعف و موقعيتهاي غلط را ميبيند وناتوان از ديدن نتايج مثبت ـ چشم پوشي کردن نعمتي که هر کسي آن مزايا وتوانائيها را ندارد وآن افراد تنها از طريق توانائيهاي داخلي خود ميتواند رشد دهد. ـ اين اشخاص از طريق انتقاد کردن هاي زياد اعتمادبنفس ديگران را ميگيرند. ـ داشتن اصول معين،ثابت،کوته نظرانه،رفتارهاي دروني شبيه يک کارفرماي سختگير ـ ناراحت از درون،حفظ رفتارهاي خشک وجدي ـ بسيار نقاد وموشکاف،تمايل به انزوا از مردم ـ منتقد ،عيبجوونداشتن دلسوزي
Chicory Key Symptoms
ـ خود پرستفسلطه جو،مطالبه زياد که سبب تضعيف ودلسرد کردن ديگران ميشود ـ مراقب نيازها،آرزوها وپيشرفت خانواده ودايره دوستان،شبيه يک آدم سختگير کوچک ـ خوشي ولذت آنها در تفسير وتعبير،تصحيح و انتقاد از چيزهاست ـ هر چيزي براي انجام ميدهد ،تقريبأ به زور کار خيري را تحميل ميکند ـ دستکاري واداره کردن،بازي سياستمدارانه،مديريت هوشمندانه به منظور بدست آوردن خواسته هاي ـ خود با حفظ برتري خود ـ خودخواه،عشق شرطي،من تورا دوست دارد به شرطي که تو مرا دوست داشته باشي ـ با تهديد احساسات کسي را طلبيدن ـ سخت فراموش ميکند وسخت ميبخشد ـ ترس از از دست دادن دوستان،روابط يا تملک خود در خفا ميباشد ـ براحتي احساس حقير شدن،غافل شدن يا جريحه دار شدن ـ مبالغه در توصيف بدبختيهايش ـ خودش را به بيماري ميزند تا دلسوزي کسب کند ـ بيان ميکند که چقدر ديگران به او مديون هستند ـ مادرهاي فوق،که کليه امور زندکي را خانواده را دست دارند ـ ممکن است از تماس فيزيکي با ديگران خجالت بکشند ـ بچه ها دائم نياز به توجه دارند،دوست ندارند با خودشان يا بچه ها باشند ـ Chicory بچه هائي هستند که با بزرگترها ميپرند ـ بچه Chicory نياز به توجه دارد وبه شرط کار ميکند ورشوه ميگيرد(اينکار را ميکنم به شرطي که ................)
Rock Water Key Symptoms
For those who are hard on themselves, having strict, rigid views, suppressed inner needs. براي کساني که سخت به خود ميگيرند،يک دنده،عقايد خشک،و احتياجات سرکوب شده داخلي دارند. ـ زندگي را براساس نظرات کوته فکرانه و بعضي اوقات آرزوهاي اغراق شده ميسازد ـ خودش را به ميزان زياد ناديده ميگيرد واعتقاد خودش وفور و فراواني در زندگي مطابق با تصور ـ کلي با مفاهيم زندگيش نيست. ـ لذت و خوشي زياد در زندگي به معني ضايع شدن زندگيش است ـ بخود سخت ميگيرد،هر کاري انجام ميدهد تا به حد بالائي هدفش برسد ودر ان حالت بماند،تأديب وانبساط نفس برايش مهم است ـ استانداردهاي بالاي زندگي براي خود تعريف کرده وخود را مجبور ميکند تا به آنها برسد ـ اضطرار از ناخود آگاه که او زنگي پاييني دارد ـ معتقد است که تمايلات دنيوي مانع رشد معنوي او ميشود وميخواهد که مقدس در اين دنيا محسوب شود ـ احتياجات مهم فيزيکي واحساس خود را سرکوب ميکند،ترک لذات نفس وخود انکاري ـ در تله خود در ضمن عبادت ميافتد،چون تقاضاي بيشتري دارد ـ در زندگي ديگران نميکند،چون کاملأ در کمال شخصي خويش گرفتار است ـ سرزنش خود اگر نا توان در حفظ انبساط تصنعيش باشد ـ نيازهاي فيزيکي خوب برطرف نميشود،زنان اغلب از درد دوران پريودي رنج ميبرند ـ استرس زياد روي عضلات و مفاصل دارد ـ مفهوم غلط معنويت به يک جنبه خاص قابل وصول متصل ميشود ومنجر به عقايد تعصب آميز ميشود،نظير(تکنيک مراقبه يا رژيم غذائي خاص)
Vervain Key Symptoms
Over enthusiastic in supporting a good cause. strains his energies; highlystrung and even fanatical اشتياق بيش ازحد در پشتيباني يک علت خوب.کوشش بيش ازحد،بسيار پيشرونده و حتي متعصبانه - مشتاق در باره يک ايده وديگران را با خود همراه ميکند - داشتن اصول ثابت ،بندرت از آنها دوري مي جويد وهميشه ميخواهد ديگران را حقانيت و درستي خود متقاعد کند - عمل بدون فکر ،آرمانگرا وحتي اوهامي - هوشباري بالا در مأموريت ،هميشه مشغول بکار - به ديگران مي گويد چگونه کارها يشان را انجام دهند - جديت براي آنها ،آنها را مجبور ميکند که چه چيزي براي آنها خوب است - ميخواهد ديگران را عوض کند غرق کردن مطلق آنها درانرژي خود ش ،خسته کردن آنها - مصرف بيش از حد چيزها ،خودش را جلوي هر کاري مي اندازد - ميخواهد عقايدش رابه ديگران بفروشد ودليلي براي اين موضوع ندارد - موضوع مرگ به حالت تعصب شديد مذهبي ، از بي عدالتي خشمگين ميشود - دلير ،پذيراي خطر،براي رسيدن به اهدافش خود را قرباني ميکند - انرژي زيادي رابراي ادامه دادن صرف ميکند،حتي قدرت وتوان فيزيکي کم وخسته شده - تحريک پذير وعصبي ،وقتي چيزها مطابق انتظارش پيش نميرود - حرکات وصحبتهاي سريع وتند دارد،آدم پر طاقتي است - عصبي وحساس به خستگي ،فرسودگي عصبي - ناتواني کامل ،تمدد اعصاب ،اغلب از سفتي عضلات ،دردچشم ها سردرد رنج ميبرد - بچه هاي بيش فعال شبها به رختخواب نمي توانند بروند - تحميل گرا عملأ از Vineعقايدش را به ديگران تحميل ميکند وبه هيجان مي آورد و از فشار بيش از حد استفاده ميکند Vervain - فشار شديدتري استفاده ميکند - همه چيز را با عجله و شتاب انجام ميدهد وبدون توقف واسترحت کار ميکند
Vine Key Symptoms
Dominating, inflexible, striving for power. تسلط يافتن،سخت وغيرقابل انعطاف،نزاع براي قدرت
- بسيار مستبد،بشدت مطمئنبه خود،بسيار با اراده،جاه طلب وگستاخ - فکر ميکند که او دقيقاً ميداند چه چيزي براي ديگران درست است - همه بايد به ساز او برقصند - با سؤاستفاده از هداياي زندگي اش براي جاه طلبي هاي شخصي - ناديده گرفتن عقايد ديگران،تقاضاي تام براي حرف شنوي - حريص قدرت،تقاضاي اعتبار، سلطه جو ،هيچ ترديدي در روش انتخاب خود ندارد - هرگز شکي روي برتري خود حتي لحظه اي ندارد بنابر اين اعمال نفوذ روي ديگران دارند - ستمگر خانگي،پدر سخت گير،ديکتاتور - متمايل به سخت گيري،ظالم،بيرحم،بي وجدان - از روي قصد با ايجاد ترس روي ديگران حکومت ميکند - حتي دز تخت بيارستان به پزشک ميگويد چيکار کند وپرستاران را دائم به حرکت وا ميدارد - از بحث اجتناب ميکند چون او به هر حال درست است - ممکن است امروز مافوق باشد وسپس يک قلدر بر کنار شده - گردنکش از درون که سبب فشار شديد داخلي و احتمالاً ايجاد شرايط فيزيکي دردناک ميشود - در بچه ها نقش قلدر در بين همبازيهايش را دارد |
||||||||||
|
|