|
INSUFFICIENT INTEREST IN PRESENT CIRCUMSTANCES
CHESTNUT BUD
Chestnut Bud Key Symptoms
تکرار يک اشتباه به دفعات،زيرا تجربيات گذشته را واقعا درک و هضم نکرده وازآنها چيزي ياد نگرفته است.
- کودن در يادگيري وقايع زندگي از کمبود علاقه،بي تفاوتي وشتاب داخلي يانقص مشاهده - از تجربيات به اندازه کافي استفاده نميکند - رخدادهاي زندگي رابا تعمق کمي بررسي ميکند - تلاش در فراموش کردن تجربيات ناخوشايند هر چه سريعتر تا حد امکان - بنظر ساده وبي تجربه،ناشي وبي توجه - هرگزفکر يادگيري وتجربياتديگران را ندارد - کند در يادگيري بلوک ذهني وعقب افتادگي فکري - بيماريهاي فيزيکي به طور مرتب وبه فواصل دوره اي ،بدون دليل مشخص ظاهر ميشود - تکرر در اشتباهات،حواس پرت - اين بچه ها فراموشکارند وديکته را اشتباه مينويسند،تکرار غلطهاي ديکته اي
HONEYSUCKLE Honeysuckle Key Symptoms
Longing for the past; regrets over the past; not living in the present. ميل زياد براي گذشته،تاسف گذشته،زندگي درزمان حال نميکند. - دائم به سمت گذشته رجوع ميکند ،چه در ذهن خود وچه در صحبت با ديگران - ستايش گذشته،انتظار برگشت به آن - مشتاقانهدر فکربرگشت به روزهاي خوب قديم است - در مورد غالب شدن بر ناراحتي از دست دادن عزيزان ناتوان است - بعضي اوقات تجديد خاطره دوران کودکي بطور غير عادي ضعيف است - رخدادهاي خاص گذشته را نميتواند فراموش کند ،ميگويد اي کاش اينکار را انجام ميدادم - بيماري فراق وطن Home sickness - آرزوي توانايي شروع دوباره ـ مجذوب خاطرات شاد وغمگين گذشته است
Clematis Key Symptoms Daydreamer, thoughts always elsewhere; little attention for what is going on around him. خيال باف،افکارش هميشه جاي ديگري است،توجه کمي به اتفاقات اطراف خود دارد.
- فراموشکار،بندرت کاملاً هوشيار ،انحراف افکار ،بي توجه - آدم گيج،بي فکر،خيال پرداز - علاقه فعالي در زمان حال ندارد. بيشتر دردنياي فانتزي وتخيلي خودش زندگي ميکند - بين دنياها سر گردان است،اغلب احساسي ندارد که در خانه است - آرمانگرا،اميدوار بري يک آينده بهتر،به زمان حال تنها تا حدودي علاقمند است - ظاهراً تا حدودي دست وپاچه و گيج،کمي خرفت - پرواز به سمت دنياي غير واقعي وتصورات واهي - در زمان مشکلات نگاههاي خيره غير متمرکزچشمان،خيالباف - ظاهرا رؤيائي،ودر خواب به خبرهاي خوب وبد واکنش بي تفاوت يکسان دارد - به سختي علائم تهاجم ونگراني ديده ميشود زيرا کاملاً در زمان حال زندگي نميکند - فقدان سر زندگي ،بي روحي واغلب رنگ پريدگي واضح - هغلب دستها و پاها سرد ومرده يا احساس پوچي در سر - احساسات متغيير وبعضي اوقات احمق مثل اينکه بيحس شده - نياز به خواب زياد ،چرت زدن را دوست دارد - براحتي مردن وبيهوش شدن،تمايل به غش - شکل بدني ضعيف - حافظه ضعيف،تمايلي به شرح دادن ندارد زيرا علاقه اي وتلاشي براي گوش دادن دقيق نميکند - مشکلات بينائي وشنوائي توسعه يافته - در زمان بيماري دير بهبود مي يابد - داراي قوه تصور زياد ،هنرمند،خيالي،گريز ازمرکزاما خام وبي لطافت در زندگي روزمره - احساسات بسيار قوي درشکل،رنگ ،صدا وبو دارد * براي زوجهاي جوان که بدليل ارگانيک باردار نميشوند
Olive Key Symptoms Completely exhausted, extreme physical and mental fatigue. کاملاً خسته وفرسوده جسمي وروحي ،شديداً فرسوده
- خستگي متعاقب دوره هاي طولاني فعاليت زياد يا بيماري فيزيکي ، احساس کاملاً از پا در آمدن هيچ ذخيرهاي باقي نمي ماند. - خستگي عميق داخلي پس از يک دوره تقلاي زياد داخلي واين تبديل انرژي ،انرژي رواني زيادي را مصرف ميکند - خستگي پس از مراقبت طولاني وفداکارانه ،احتياج به خواب بيشتر است - همه چيز يک تقلا است
WHITE CHESTNUT
White Chestnut Key Symptoms
ـ افکار نا خواسته که دائما به مغز مي آيد و نمي تواند آنها را خاموش کند ـ نگراني يا رويدادها از ذهنش پاک نمي شود و دائماً ذهنش را مي خورد ـ دائماً فکر مي کند که چيزي ممکن است گفته باشد يا بايد بگويد ـ دائماً پچ پچ ذهني دارد. سرش تالاري از طنين صداهاست ـ ادامه مشکلات يکسان و تکرار آن در ذهنش(عکس Clem) ـ فعاليت بيش از حد ذهني که منجر به عدم تمرکز در زندگي روزمره خواهد شد ـ ايجاد بي خوابي به دليل گردش افکار در سرش به خصوص در ساعت هاي اوليه صبح ـ خسته و افسرده ، در طي روز احساس پري در سر ـ سردردهاي ناحيه پيشاني ، ناراحتي چشم
Mustard Key Symptoms Periods of deep gloom and melancholia suddenly appear and disappear, for no apparent reason.
ـ چيزي سنگين و سياه با سطوحي نا معلوم در حال افتادن است حالت عزاداري روح ـ احساس دلتنگي و افسردگي در آسمان آبي ظاهر مي شود. درو شخصيت فرد را يک ابر سياه مي گيرد. ـ احساس محروميت از زندگي عادي ـ رابطه منطقي بين ابن وضعيت و ادامه زندگي وجود ندارد ـ کاملاً درون گرا و گرفتار افسردگي ـ نا توان از مخفي کردن اين حالات از ديگران ـ نا توان از غلبه شدن بر حال خود با استدلال هاي منطقي ـ ترس از اين حملات چون ناتوان از انجام چيزي در مورد آنهاست ـ خشم نامعلوم در يک موقعيت يا به ديگران که عامل مشخص کننده ميباشد
Apathy, lack of interest and ambition; resignation; has capitulated بي حس و بي علاقه ، فقدان ميل و آرزو ، تسليم شو ـ قلباً از موضوعي دست کشيده است اگر چه محدوديت ها آن چنان نا اميد کننده و منفي نيستند ـ مطلقاً احساس خوشي در زندگي با انگيزه هاي داخلي ندارد ـ تسليم شده و هيچ تلاشي براي تغييرات مثبت در زندگي انجام نمي دهد ـ معتقد است که بيماري بد ژنتيکي يا ارثي دارد ـ غمگين همراه با نا اميدي اساسي ـ بي تفاوتي و پوچي ، خسته از و کار افتاده ، کسل و خسته به مدت زياد ـ شکايتي از اوضاع ندارد ، شرايط را طبيعي تلقي مي کند ـ هميشه خسته بدون انرژي ، زندگي نباتي بي روح - تمايل بين زن وشوهر را بيشتر ميکند نمايش عشق استRose -
|
||||||||||||||
|
|